زبان شاهسونی

زبان شاهسونی (اِلسونی) زبانی ترکی است و شباهت بسیاری به زبان ترکی آذربایجانی دارد. تفاوت این دو زبان در نحوه تلفظ و كتابت برخی کلمات، اصطلاحات و افعال است.

[زمان ماضی بعيد

ترکی شاهسونی

ترکی آذربایجانی

گلمیشدِم

گلمیشدیم

گلمیشدیی

گلمیشدین

گلمئشدی

گلمیشدی

 

زمان حال

ترکی شاهسونی

ترکی آذربایجانی

گلرم

گلیرم

گلری

گلیرسن

گلر

گلیر

زمان آینده

ترکی شاهسونی

ترکی آذربایجانی

گلجیم

گلیجیم

گلجیی

گلجك سن

گلجک

گلجک

شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگری

در كتاب يادنامه حكيم تیلیم خان شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگرهای ساكن شهريار نقل شده است:

دنيلوگی ناپی گاجوسكی مُلی اگه لِس تاپسا پِردو گودلو اووِل
چيلالو مانوشس پورتِسدار ناناك اگه توناك پِی شِل لاچو اووِل
چيلالو مانوشا آمال ناآستار هر گاجوسكی ناآن تودا كريستار
ناجاناجا هر نامورشس دارستار دووی تِرياندا لسگی بارو گا اووِل
چيلالو مانوشس نوول سيگ آمال خوخای ماستان سُوِِل ناخا مو پوِرال
كالو دئوس ناچيد سير چيريكناكال چيريكنيگی گا اِو بودلا چو اووِل
بيدادالوس كِرِه ناكِر هچ كان فال نانيكِلا دئولِس توتار اووافال
هر تانيس چيلالو آلاو ناپِن مو پورال مورشوس كورلو افتاتان اووِل
تيليمِس آلاو هچ كان ناكِرتی خاخای آوِريس رومناكی ناديك موياكای
هر نامورشِس ماريستا توناخای ميرو آلاو توكانيستی موك اووِل

  توضیح و ترجمه

  • ای دل ديوانه! از بادهٔ [شخص] نامرد منوش؛ [حتی] اگر پياله‌اش پر از قند باشد.
  • از پل [متعلق به] نامرد عبور مكن؛ در آب سيل فرورو؛ گرچه گذشتن از پل، صد بار [از عبور از سيل خروشان] آسان باشد.
  • با دشمن ديرين، آشنا [دوست] مشو. به‌دروغ به سر دوستت سوگند مخور.
  • به چلچلهٔ صحرايی (؟) (چؤل كورقوشو) چندان احترام مگذار. باز (شكاری) پرورش ده كه مورد پسند دوستان باشد.
  • در خانه[ای كه متعلق به طفل] صغير(يتيم) است، نماز مگذار؛ [چون] خداوند از چنين نمازی خرسند نخواهد بود.
  • در مجالس، سخنان بيهوده بر زبان مران؛ گلوی عارف (صاحبدل) هفت بند دارد (يعنی بايد كلامت با تأمل بسيار همراه باشد).
  • با دشمن ديرينه‌ات لاف دوستی مزن. با نانجيب نشست و برخاست مكن.
  • بر آستان در نامرد گردنت را كج مكن؛ گرچه [چنين شخصی] صاحب شصت آبادی باشد.
  • سخنان تيليم را انكار مكن. به ناموس ديگران نظر مكن.
  • غذای نامرد را مخور؛ چون زود باشد كه [با منت] سرزنشت كند. سخنان من در گوشت پند باشد.